ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

164

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

گرانقيمت شال و جواهرى كه زنان شاه بچنگ مىآورند همه جزء اموال سلطنتى است و نمىتوان آنها را به مصرف شخصى رساند مگر آنكه در اثر تصادف يكى از نگينهاى اين جواهر بيفتد و مفقود شود . واى بر آن زنى كه اجاقش كور باشد يا در اثر شوربختى بچه‌اش بميرد ؛ فقط اميد آنها به اين بسته است كه در پيرى از اندرون خارج شوند و سالهاى آخر عمر را نزد پسرشان بسر برند . به همين دلايل خانواده‌هاى معتبر فرستادن دختر را به اندرون سلطنتى خوش ندارند و در نتيجه پدر و مادرها ، دخترهاى خوشگل و برازندهء خود را با كمال دقت مخفى نگاه مىدارند تا توجه اعضاى خاندان سلطنت به آنها جلب نشود ، يا اينكه مىكوشند آنها را زود شوهر بدهند . تا به حال به كرات اتفاق افتاده است كه شاه پس از چند روزى زن جوانى را با مختصرى پول به خانهء پدر و مادرش روانه كرده است . چنين زنانى فقط هنگامى حق ازدواج مجدد دارند كه مادر شاه اجازهء مخصوص در اين مورد به آنها داده باشد . در تهران فعلا دو زن از زنان مطلقهء شاه هستند كه بعدها يكى به يك نفر صحاف و ديگرى به يكى از شاگردان مدرسهء سلطنتى شوهر كردند . معمولا زنان حق دخول به اتاقهاى بيرونى قصر سلطنتى را ندارند ؛ فقط گاهى شاه تمام مردان دوروبرش را مرخص مىكند و آنگاه به زنان اجازه مىدهد كه به قصر بيايند ؛ به اين كار قروق مىگويند . هرگاه شاه به سفر يا به جنگ برود فقط يك زن را به همراه مىبرد ؛ ديگران بايد در غياب وى به يكى از ييلاقها بروند . هرگاه يكى از زنان خاندان سلطنت با اسب از خانه خارج شود - و اين امر فقط در سفرها و نقل و انتقالها صورت مىپذيرد ، چون در غير اين موارد مجاز به ترك قصر نيست - تمام كسانى كه با قافلهء او و همراهانش برخورد كنند بايد به محض شنيدن فرياد خواجه‌ها مخفى شوند يا راه خود را طولانى كنند و دور بزنند . در يك مورد كه يكى از مأمورين سياسى اروپائى از اين دستور خوددارى ورزيد كار به مذاكرات بسيار پيچيده و حتى مبادلهء يادداشتهاى شديد اللحن كشيد . ملكهء مادر كه به والده شهرت دارد داراى نفوذ بسيارى است كه بخصوص آن را به هنگام انتصاب حكام ، وزرا و ازدواجهاى شاه اعمال مىكند . ماجراجوئيهاى وى خود ماده اصلى حرف مفتهاى رايج در شهر است ، از اينها گذشته گويا وى در لطيفه‌گوئى و نكته‌سنجى نيز دستى دارد و در شاعرى و نقاشى هم تواناست . شاهزادگان جوان را به دايه مىدهند و مادرها سخت آنها را زير نظر دارند و توجه دارند كه آنها تلقيح بشوند ولى اغلب بچه‌ها در كوچكى جان مىسپارند و اين به علت آن است كه رژيم غذائى مناسبى در مورد بچه‌ها رعايت نمىشود ، زيرا مادرها به خيال آنكه رشد بچه‌ها را تسريع مىكنند از خوراندن غذاهاى بسيار به آنها خوددارى ندارند . اغلب بچه‌هاى شاه فعلى يعنى ناصر الدين شاه در معرض خطر ابتلا به ورم دماغى هستند .